الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

171

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )

فرمود و در همين جا توضيحات بسيار عميق و ارزنده‌اى در بارهء معرّفى قرآن بيان مىفرمايد . مرحلهء اوّل : آفرينش آدم ( ع ) از نظر جسم و روح در مورد آفرينش جسم آدم مىفرمايد : « خداوند سبحان از قسمتهاى سخت و ناهموار زمين و همچنين بخشهاى نرم و هموار و شيرين و شوره‌زار ، مقدارى خاك جمع فرمود » ( ثمّ جمع سبحانه من حزن « 1 » الارض و سهلها و عذبها « 2 » و سبخها « 3 » تربة ) . اين در واقع از يك سو اشاره به آفرينش انسان از خاك است و از سوى ديگر اين كه آن خاك تركيبى از تمام بخشهاى مختلف روى زمين بود ، تا استعدادهاى گوناگون و تنوّع و تفاوتهايى را كه مورد نياز يك جامعهء كامل بشرى در بخشهاى مختلف است ، در بر داشته باشد و انواع انسانها را با ساختمانهاى مختلف از نظر شايستگيها و استعدادها و آمادگيها موجب شود . سپس به مادّهء ديگرى كه آب است و با خاك تركيب يافت اشاره كرده ، مىفرمايد : « ( خداوند ) آب بر آن جارى ساخت تا گلى خالص و آماده شد » ( سنّها « 4 » بالماء حتّى خلصت ) . « و آن را با رطوبت آميخت تا به صورت موجودى چسبناك در آمد » ( و لاطها « 5 » بالبلّة حتّى لزبت « 6 » ) .

--> ( 1 ) « حَزْن » ( بر وزن وزن ) به معناى نقاط خشن روى زمين است و غم و اندوه را « حزن » يا « حزن » مىگويند ، چون نوعى خشونت نسبت به روح آدمى است . ( 2 ) « عذب » ( بر وزن جذب ) به معناى آب پاكيزه ، گوارا و شيرين است . ( 3 ) « سبخ » ( بر وزن ملخ ) به معناى زمين شوره‌زار است و جمع آن « سباخ » مىباشد . ( 4 ) « سنّ » از مادّهء « سنّ » ( بر وزن ظنّ ) به معناى ريختن آب بر چيزى است و گاه به معناى نرم و صاف بودن چيزى آمده است . ( 5 ) « لاط » از مادهء « لوط » ( بر وزن صوت ) به معناى ماليدن و آميختن چيزى با چيز ديگر است . ( 6 ) « لزبت » از مادّهء « لزوب » ( بر وزن سكوت ) مىباشد و به معناى لزوم و ثبوت و چسبيدن است .